امیر محمدامیر محمد، تا این لحظه: 22 سال و 29 روز سن داره
امیررضاامیررضا، تا این لحظه: 21 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره

امیرمحمد و امیررضا نازنین های مامان و بابا

روزهای بیاد ماندنی عید93

امیر رضا اینجا آماده شده برای رفتن به دید وبازدید عید سال93 امیررضا همیشه وقتی می خواد جایی بره به خودش خوب میرسه قربونش برم همیشه شیک پوشه از بچگی اینو به خاطر این میگم که یادمه مامانش میگفت واسه امیر محمد یه کت لی خریده بودیم از ترس اینکه امیر محمد اونو نپوشه از صبح زود بیدار میشد واونو تنش می کرد وتا شب هم اونو در نمیاورد اینم کیک که خاله زکیه برا بچه ها درست کرده بود خاله زکیه معروف به خاله کیک هست چون راست میاد کیک می پزه چپ میاد کیک می پزه یعنی اونقدر کیک درست کرده که واسه خودش استاد شده اینم یه نمونه از راست وچپ که گفته بودم اینم از سوغاتی بچه ها که 5 فروردین رفته بودند شمال که موقع برگشتن واسه ما...
22 ارديبهشت 1393

سفره هفت سین سال1393

اینم تخم مرغ رنگیهای عید که خاله زکیه برا بچه ها درست کرده بود اینم سفره هفت سین روز اول عید بچه ها با مامان وبابا رفته بودند خونه مادربزرگ موقع برگشتن دیدند که ما ناهار رو حسابی درست کردیم بچه ها خیلی خوشحال بودند ماهم با شادی اونها شاد میشیم ...
22 ارديبهشت 1393

مکه رفتن آقاجون ومامان جون

سال 1388 بود که ماماوبابا نامشون برا مکه درآومد ودر تاریخ 88/4/3 راهی سرزمین نور ووحی شدند وبه زیارت خانه خدا ورسول اکرم رفتند مامان جون وبابا جون زیارتتون قبول باشه بچه ها کوچیک بودند امیر محمد5ساله وامیررضا4 سال داشت اینم عکسهای اونروزها ساعت 4 صبح بود که رسیدند ودایی ها وخاله ها رفته بودند استقبالشون امیر محمد هم رفته بود ولی امیر رضا رو نبردند یادمه که امیر رضا خیلی گریه کرد مادربزرگ هم یه روز قبل با عمه خونه ما آومده بودند وبرای شام تدارک داشتیم   عکس آقا جون موقع برگشتن از مکه دم در خونه       عکس آقاجون این گلها رو برای مامان جون وباباجون گرفته بود خاله فا...
22 ارديبهشت 1393

آلبوم عکس بچه ها

بابای امیر محمد وامیررضا از ترکیه براشون کت وشلوار خریده بود بچه ها خیلی خوشحال بودند وکت وشلوار رو پوشیده وعکس گرفتند این عکس رو خیلی دوست داریم خیلی طبیعی افتاده امیر محمد وامیر رضا انشاالله دومادیتون امیررضا گل امیر محمد جون   ...
22 ارديبهشت 1393

اولین روز مدرسه رفتن امیر رضا

روزی که امیر رضا بامامان وخاله فاطی راهی مدرسه شدنداون روز روز شکوفه ها بود ودر مدرسشون جشن گرفته بودند وبا گل وشیرینی از بچه ها پذیرایی کردند وسایل بازی آورده بودندکه ماشین سواری بود مدرسه امیر رضا 15خرداد بودامیررضا امیدوارم دانشگاه رفتنت رو ببینیم   حالا عکسهای امیررضا روز اول مدرسه   هوا سرد بود داشت بارون می بارید ...
22 ارديبهشت 1393