عکسهای بجا مانده از شب چله
شب چله ما مهمون داشتیم همه دور هم بودیم خاله ودایی هم از تهران اومده بودند ولی جای احمد داداشم دیده میشد چون رفته اهواز دانشگاه اون شب برامون خوش گذشت ساعت 10 بود که شام می خوردیم وبعد صرف شام دایی به احمد زنگ زد وهمه باهاش صحبت کردیم اون روز هوا خیلی سرد بود ولی احمد میگفت که ما اونجا داریم هندونه تابستون میخوریم وهوا بهاری هست 
یک روز قبل از شب چله



قبل از اومدن مهمونها








بچه ها دیر رسیده بودند چون جایی دعوت بودند ویه بارهم با ما شام خوردند




بعد شام وصرف چای نوبت میوه شد امیرمحمد خیلی کمک کرد در گذاشتن پیش دستی وگرفتن میوه به مهمونها

بعد نوبت پشمک وحلوا وباسلوق شد




بچه ها با پشمک نمایش میدادند وبابابزرگ شده بودند جای احمد داداشم خیلی خالی بود اون هم اگه بود با بچه ها ست میشد انشاالله چله سال بعد دور هم باشیم 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



عکسهای بجا مانده از شب چله
